close
چت روم

نوشته های روی سنگ قبر

ویکی ناز

آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 2234
کل نظرات : 763
آمار کاربران
افراد حاضر : 1
تعداد اعضا : 391

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 16
باردید دیروز : 667
گوگل امروز : 0
گوگل دیروز : 19
بازدید هفته : 850
بازدید ماه : 850
بازدید سال : 850
بازدید کلی : 4,497,107
جستجو

کدهای اختصاصی

آخرین مطالب ارسالی

 

ويژه اشخاصي با سليقه اي خاص و سخت پسند

طراحي بي نظير و زيبا براي مشكل پسندان

آيا به دنبال ساعت خاص و منحصر به فرد هستيد ؟

بهترین کادو برای کسی که دوستش دارید

در رنگ های متنوع

                                                            

قيمت با تخفيف ويژه فقط 15.000 تومان

  اول کالا را دریافت کنید ،سپس مبلغ ان را به مامور پست بدهید


 

 

ساعت مچی دخترانه مدل پاریس!!!یکی از زیباترین و بهترین ساعت های مچی دخترانه عرضه شده در سال جدید است که طراحی خیره کننده آن طرفداران بسیاری را جذب کرده است

بسیار زیبا و شیک

در رنگ های متنوع

رنگ مورد نظر خود را هنگام ثبت سفارش انتخاب نمایید

قیمت فقط : ۱۵,۰۰۰ تومان

اول کالا را دریافت کنید ،سپس مبلغ ان را به مامور پست بدهید


 

 

 

نوشته های روی سنگ قبر



بنویسید بعد مرگم روی سنگ

آنکه اینجا در زیر این سنگ هم آغوش با خاک شده

عاشقی دل خسته بود

عاشقی که عشقش را هیچ گاه فراموش نکرد

عاشقی که عاشق او بود...

بنویسید بعد از مرگم روی سنگ

آن که خاک را نقاب چهره اش کرده

عاشق کسی بود که او را از بحر غم نجات داده

و فرشته ی نجاتش تنها او را یک دوست می دید نه یک  معشوق...
.
.
.
سنگ قبرم را نميسازد کسي

مانده ام در کوچه هاي بي کسي

بهترين دوستم مرا از ياد برد

سوختم خاکسترم را باد برد
.
.
.
بنویسید بعد مرگم روی سنگ * با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

اینکه اینجا خفته در این گور سرد * بودنش را هیچ کس باور نکرد
.
.
.
چندان بخورم شراب کاین بوی شراب

آید  ز تراب  چون  روم   زیر  تراب

گر بر سر خـاک  من  رسد  مخموری

از بوی شراب من شود مست و خراب
.
.
.
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید

گل تاب فشار در و دیوار ندارد
.
.
.
چو بر خاکم بخواهی بوسه دادن

رخم را بوسه ده کاکنون همانم
.
.
.
چو رخت خویش  بر بستم از این خاك     همه گفتن با ما اشنا بود

ولیكن كس ندانست این مسافر        چه كفت و با كه گفت  و از كجا بود
.
.
.
مرغ دل پر میند تا زین قفس بیرون شود      جان بجان امد توانش تا دمی مجنون شود

کس نداند حال این پروانه دلسوخته               در بر شمع وجود دوست اخر چون شود
.
.
.
بر سنگ مزارم بنویسید آشفته وسرد و  خاموش

همه دنیا كرده اند مرا فراموش فراموش
.
.
.
نیه باخرسان منم کیمی - من باخاردم سنین کیمی - یاتاجاقسان منم کیمی - باخاجاقلار سنین کیمی!

( روی قبرم بنویسید!)
.
.
.
تا بودم ای رفیق ندانستی که کیستم

روزی به سراغ حال من آمدی که نیستم
.
.
.
هذا جنایه ابی و ما جنیت ابدا

(این جنایه پدرم است و من هرگز جنایت نکردم)
.
.
.
اگر به خانه من آمدی

برای من ای مهربان ، چراغ بیار

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم!
.
.
.
مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم

مردن آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم
.
.
.
چون مرده شوم خاک مرا گم سازید

احوال مــرا  عبرت  مــردم  سازید

خاک  تن  من  به  باده  آغشته کنید

وز  کـالبدم  خشت  سر  خم سازید
.
.
.
جوان ناکام   شادروان   جنت مکان    خلد آشیان
.
.
.
افسرده دلی خسته در این خلوت خاموش

او زاده غمهای جهان بود گشت فراموش
.
.
.
بر سنگ مزارم بنویسید که بیدار نبود

او خفته  به خاک  از غم  بسیار  نبود

بر سنگ مزارم بنویسید  که هنگام سفر

عاشق شده و در تب دیدار نبود

آنگاه که در گور نهادند مرا

همه دانند به جز قسمت و اجبار نبود
.
.
.
گلی بودم چه وقت چیدنم بود      جوان بودم چه وقت چیدنم بود
.
.
.
برسنگ قبرم بنویسید خسته بود اهل زمین نبود نمازش شكسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر كه سراپا شكسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود

.
.
.
وصیت نامه ی عشق

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست

داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند

همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
.
.
.
یك چند به كودكی ، به استاد شدیم

یك چند ز استادی خود شاد شدیم !

پایان سخن شنو كه ما را چه رسید

از خاك برآمدیم و بر باد شدیم !!
.
.
.
فاتحه ای چو آمدی بر سر ی خسته ای  بخوان

لب بگشا که میدهد لعل  لبت  به مرده جان

آنکه به پرسش آمدو فاتحه خواند و میرود

گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان ....

بگویید بر گورم بنویسند زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت.

مهربون بود ولی مهر نورزید.

طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد.

در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت.

در زندگی احساس تنهایی نمود ولی هرگزدل به کسی نداد.

و خلاصه...

بنویسید "زنده بودن را برای زندگی دوست داشت، نه زندگی را برای زنده بودن

درباره : مطالب دیگر , مطالب گوناگون ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
برچسب ها : نوشته های روی سنگ قبر , متنهای روی سنگ قبر , جمله های زیبا برای سنگ قبر , نوشته های زیبا برای سنگ قیر , شعر زیبا برای سنگ قبر ,
بازدید : 432
تاریخ : جمعه 30 فروردين 1392 زمان : 1:15 | نویسنده : ESMAIL | نظرات ()

مطالب مرتبط

ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد


خبرنامه
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود